
الدخیلی به ضریحت زده ام با"چشمم "
آنقدر خیره شدم تا گره اش " کور" شود
یدالله شهریاری
برچسب: الدخیلک,
نویسنده: نیکان حیدری
شکسته بال تر از من میان مرغان نیست
دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است
بهلول حبیبی زنجانی
برچسب: تبریک,
نویسنده: نیکان حیدری


باید در این چله پِی آدم شدن باشم
تا که مُحَرّم لایق مُحَرّم شدن باشم
علی عدالتجو
برچسب: نوکری,
نویسنده: نیکان حیدری


کاش میشد هر چه گل در باغ هستی هست را
یک به یک در بین گلدان پر از لطف تو کاشت
تا که باشد سایه ی پر برکت تو مستدام
کاش میشد عمر من را روی عمر تو گذاشت
رضا قاسمی
برچسب:
نویسنده: نیکان حیدری
با صدای ساعتی که زنگ میزد هشت صبح
با ادب تعظیم کردم رو به مشهد هشت صبح
با زیارت نامهٔ مخصوص مولانلا الرضا (ع)
بز با شوق حرم اشکم در آمد هشت صبح
در خیالم آسمانی را تصور میکنم
بال در می آورم تا روی گنبد هشت صبح
بین کفترها کلاغی زوی سقاخانه ات
سر به زیر از شرم و خجلت می نشیند هشت صبح
حضرت خورشید عالمتاب، طبق عادتش
از در باب الجواد (ع) تو می آید هشت صبح
چه بخواهی ، چه نخواهی، تا نفس یاری کند
میرسم پابوسی تو، خوب یا بد هشت صبح
عهد بستم اولین کارم ، رئوف فاطمه (س)
التماس گوشه چشمی ، از تو باشد هشت صبح
ای امام مهربانی ، سائل این بارگاه
روزی اش را آمده ، از تو بخواهد هشت صبح
بی ت_الکَلُّف موقع برگ
برچسب:
نویسنده: نیکان حیدری


عشق بالا برده دستم به سوی گنبدت
اختیاری نیست اینجا دست بالا بردنم
برچسب: اختیار,
نویسنده: نیکان حیدری


یا جوادالائمه
کِل کشیدن وسط ناله ی تو نیست روا
تو غریب این غریبی و غریبت دیدند
کربلا پیش علی ع تا که زمین خورد پدر
به غریبی حسین ع لشگریان خندیدند
برچسب: جوادالائمه,
نویسنده: نیکان حیدری